سیده هدیهسیده هدیه، تا این لحظه: 16 سال و 2 ماه و 3 روز سن داره

تجربه های دخترم هدیه جوووووووووون

یک روز کامل هدیه جووووووووووووون

سلام الهی فدات بشم گلکم. امروز میخوام از همه چیت بگم دخترکم. کارهای روزمره: ساعت ٥/٨ الی ٩ از خواب نازت بیدار میشی اگه مامان روز تعطیلیش باشه که با خنده و شیطونی پا میشی اگه مامانم نباشه اول چند باری مامان مامان میکنی اگه جواب نیاد دیگه کم کم صدات میره به عرش البته در حد چند دقیقه. دیگه فوری مادر جون میاد و با قربون صدقه بلندت میکنه و ساکت میشی. این از بیدار شدنت و اما بعد....... بعد از سلام کردن و شیطونی نوبت صبحانه خوردنت میشه تا رو صندلی غذات میزارنت ی ریز میگی بلو بلو بلو.........آخه فقط با برنامه کودک ریو یا همون بلو چیزی میخوری اونم کامل و زیاد. دیگه تا چند ساعت شیطونی میکنی که عبارتند از: اول نای نای با انواع آهنگها....
1 اسفند 1390

تولد مامان جووووووووووووووون

سلام خوبی بابایی. امروز تولد مامان جونه . خانومم تولدت مبارک الهی 121 ساله بشی و همیشه سالم و خوش. همینجا  فرصت خوبیه تا از زحمات بی دریغت تشکر فراوان داشته باشم. در ضمن امروز تولد یک سالو نیمی شما هم هست و باید واکسن نوش جان کنی. البته امروز مامان کلاس داره قرار شده فردا برین واکسن بزنی. انشالااااااااا این واکسن هم زیاد اذیتت نکنه دخترم.   ...
1 اسفند 1390

لج بازیهات

سلام خوبی قشنگم امروز میخام از لج بازیهات بگم. دو تا بلدرچین برات گرفتم  تا هم بازی کنی هم برات تخم کنن. هنوز تخم که نزاشتن ولی شما خوب باهاشون بازی میکنی. امروز هوا یکم افتابی بود این حیوونیها رو گذاشتیم تو حیاط...... مگه شما طاقتت اومد. کشتی ما رو که منم برم تو حیاط بلاخره موفق شدی ماما با تجهیزات کامل فرستادت تو حیاط بعد از چند دقیقه دیدیم که سر بینیت قرمز شده. دیگه مامان به زور اوردت تو خونه. توی خونه اومدن همانا و گریه و جیغ هدیه جوووووووووونم همان. خلاصه موفق شدی دیگه. مجبور شدیم بلدرچینها رو بیاریم تو. اعصاب مامان هم خورده خورد شده بود. ...
2 بهمن 1390

گفتن اعضای بدن

سلام خوبی دخترکم خلاصه بعد از چند وقت تونستیم این تصاویر رو ثبت کنیم. خیلی وقته که اعضای بدنتو میگی ولی نتونستیم گیرت بندازیم. هدیه جوووووووووووووووون زبونت کو...... بینیت کو...... موهات کو....... گوشت کو....... دندونای خوشگلت کو....... الهی دورت بگردم@ ...
30 دی 1390

هدیه جووووووووووووون در یک روز برفی

سلام هدیه جوووووووون.  اولین برفی که امسال اومد خیلی ذوق کردی. دیگه مامان طاقت نیاورد و لباس گرم پوشیدین و رفتین تو حیاط . کلی با مامان برف بازی کردین.     دوستت داریییییییییییییییییییییییییییییییییم ...
24 دی 1390